کچل کردن دخترم یه به عبارتی تراشیدن سرش
سلام این عکسی که میخوام بزارم برای روزیه که بابا ناصر عزمش وجزم کرده بود سر دخمل قشنگمو بتراشه . هرچی من میگفتم نه میگفت بابا سرش عرق میکنه به خاطر این موهاست بزار بترام سرما میخوره ها من میگفتم مگه دخترم چقدر مو داره . آخرش قهر کردم وگفتم هرکاری میخوای بکن من قهرم سر دختر نازنینم تراشید .خیلی غصه خوردم اما خودمونیما به نظرمن که بهش میاد ..تازه یه کوجولو زخمش کرده بود که منم هی میگفتم وای دخترم سرش زخم شد .ولی همون دقیقه خوب شد.بعد به کمک مادربزرگش یعنی همون مامانی بردیمش حموم البته عمه مریم هم اومده بود ببینتش.
فداش بشم من .

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


کچل کردن دخترم یه به عبارتی تراشیدن سرش
